مرصاد العباد من المبدأ الی المعاد
مؤلف: نجمالدین عبدالله بن محمد اسدى رازی (۵۷۳ ـ ۶۵۴ق)
(موضوع – زبان): عرفان -فارسی
کاتب: نامعلوم
خط: نسخ
تاریخ کتابت: تحریر سنه 9و 10 (استادی)
محل کتابت: نامعلوم
آغاز: حمد بی حد و ثنا بی عدد پادشاهی را که وجود هر موجود نتیجه جود اوست و جور هر موجود حمد و ثناء وجود او که و إِنْ مِنْ شَیْءٍ إِلَّا یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ آن خداوندی که از بدیع فطره و صنیع حکمت بقلم کرم نقوش نفوس را برصحیفه عدم رقم فرمود…
انجام: گر دولت درد دین ترا دست دهد/یا باد ارادت و طلب بر تو جهد/یا موی کشان ترا بر شیخ برد/یا او به دو اسبه روی سوی تو نهد اللهم اجعلنا من عبادک الصالحین و خواصک المقربین الهدین المهدیین و انزلنا حضرت قدسک مع اهل انسک من الانبیاء و المرسلین و اختم لنا و لامه محمد علیه الصلوه و الاسلام بخاتم الفائزین و صلی الله علی محمد و آله و اصحابه و عترته اجمعین
کتابشناسی: مؤلف در مقدمه کتاب می فرماید :«برادران بدانید که مقصود و خلاصه جملگی آفرینش وجود انسان است و معرفت حقیقی جز از انسان درست نیاید زیرا که ملک و جنّ اگر چه در تعبد با ایشان شریک بودند اما انسان را تحمل بار امانت و معرفت از جمله کاینات ممتاز گشت که إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَهَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ… هیچ یک را بار امانت معرفت کشیدن درست در نیامد الّا از انسان که آئینه جمال نمای حضرت الوهیت خواست بود و مظهر جملگی صفات او اشارت …و لیکن تا نفس انسان به کمال صفات آینگی رسد مسالک و مهالک بسیار قطع باید کرد و آن جز بواسطه سلوک و جاده شریعت و طریقت و حقیقت دست ندهد پس این کتاب در بیان سلوک راه دین و وصول بعالم یقین و تربیت نفس انسانی و معرفت صفات ربانی بر پنج باب و چهار فصل بیان می افتد چنانکه شرح آن در دیباچه کتاب بیاید » کتاب، بر پنج باب و چهار فصل بنا شده و فهرست فصول، در مقدمهى آن آمده است. باب اول: در بیان فایده نهادن کتاب در سخن ارباب طریقت و بیان سلوک، در بیان سبب نهادن کتاب خاصه به پارسى و در بیان نسق و نهج کتاب است(در سه فصل)باب دویّم: درباره مبدأ موجودات یا آفرینش جهان و انسان است و در فصل چهارم و پنجم آن، به داستان لطیفِ دلآویزى، از آفرینش آدم پرداخته که بىشبهه از دلآویزترین نثرهاى شاعرانه در زبان فارسى به شمار مىآید(در پنج فصل)باب سیّم: در بیان معاش خلق است که مفصلترین ابواب کتاب مىباشد و قریب به نصفى از آن را شامل است و در آن، طى بیست فصل، اصول عقاید عرفانى آمده است. باب چهارم: در بیان معاد نفوس سعدا و اشقیا نگارش یافته است(در چهار فصل)باب پنجم :در بیان سلوک طوایف مختلف از پادشاهان تا پیشهوران و برزگران و وظایف اخلاقى و دینى هر طبقه در هشت فصل بیان گردیده و این باب، از نظر اشتمال بر جزئیات وضع اجتماعى عصر مؤلّف کتاب، از مهمترین قسمتهاى آن است.
انجامه: الخط یبقی زمانا بعد کاتبه / و کاتب الخط تحت الارض مدفون -کاتب نام خود را ننوشته
موجودی نسخه: در انتشارات فردوس، تهران ۱۳۸۸ ش چاپ شده است . شرکت انتشارات علمی و فرهنگی 1379
منابع: الذریعه ۳۰۸/۲۰
تصحیح و حاشیهنویسی: متن در حاشیه تصحیح شده است.
عناوین: شنگرف . سر فصلها زرین
آرایهها: جلد نفیس با ترنج و سر ترنج و نقش گل و بوته زیبا و جدول و حواشی زنجیره ای نفیس در سر ترنج نوشته «عمل محمد ملا نیاز »-
مالکیت و مهر: انتهای کتاب سجع مهر بیضی نستعلیق (نهال گلشن حافظ جناب فیض الله 1156 )و سجع مهر مربع (لا اله الا الله الملک الحق المبین )
یادداشتهای مربوط به کتابخانه: مهر مربع (اموال دولتی وزارت معارف شماره3230) – دو تومان قیمت شد 1307
برافزوده: دو قرص نان اگر از گندم است اگر از جو/دو تای جامه اگر کهنه است اگر از نو/بچار گوشه ایوان خود بخاطر جمع/که کس نگوید از اینجای خیز و آنجا رو/هزار بار نکو تر بنزد ابن یمین/ز فر مملکت کیقباد و کیخسرو* در هر پیر زن میزد پیمبر/که ای زن در دعا با یادم آور/ببین تا خود چه کاری سخت افتاد/که خواهد آفتاب از ذره فریاد/یقین میدان که شیران شکاری/درین ره خواستند از مور یاری (عطار)*غریبان را در این ره حرمتی هست / ز پای افتاده ام مگذارم از دست/ زمانی سایه بر کار من افکن / اگر در راه من خاریست بر کن * چه گویم با که گویم قصّه خویش / که نوشم می نماید جمله را نیش/ * آن که دست برید زر بخشش / آنکه پایت برید سر بخشش / آنکه زهرت دهد بدو ده قند/ و آنکه از تو بُرد بدو ده پند * کعبه خراب کردن و وانگه بجای او/کردن کلیسیا و نهادن بنا کنشت/ در بام قدس بهر خرابات و میکده /از مسجد رسول کشیدن ستون و خشت / قرآن بسوختن پس از آن جبر ساختن / و انگه بدو فسانه زندیقیان نوشت /بت ساختن چو آزر و کردن عبادتش /وانگه میان خلق خدا کافری سرشت / چندان … نیست که آزار خاطری(ناخوانا) * صفحه آخر کتاب: با سرشتت چهها که همراه است/ خنک آنکو که از خود آگاه است/گوهری در میان این سنگ است/ یوسفی در میان این چاه است/ پَسِ این کوه قرص خورشید است /زیر این ابر زهره و ماه است/ به خود می بازد از خود عشق بازی/ خیال آب و گل در ره بهانه است.
حاشیه ورق 109 : چون هیچ نمی گشاید از حیله گری / باید که به حیله عمر پایان نبری / از حیله اگر خلاص یابی نفسی / بی بی حیله ز عمر خویشتن بر بخوری *
رکابهدار. جزو: 6 برگی.
آسیبدیدگی: تقریبا تمامی صفحات رطوبت شدید خورده رنگ صفحات زرد شده است البته قابل خواندن است جلد کتاب بعداً ملحق شده است .ورق 143 جوهر ریخته ناخوانا است.
برگ: 258 ورق -520 ص سطر: 17 سطر
جلد: قطع وزیری تیماج آجری.
اندازه جلد: 23×15
تعداد عکس با جلد: 260 فریم
واقف: محمد حسین خان مروزی 1230 ه.ق



